برمدار خورشید ایستاده فرازمند با بهتی ناباورانه
به کدامین واژه ها
بشارت باران برای سبزه زار در دکلمه ها
به بازتاب اند
جلوه گر در تصویرهای
فرتوت که
به نگاه گاه گاهی
دل را به وفور برهنه آیینه ها در فواره های
ابدی به گلایه ای از
قرنی درگلو مانده
و درسوگ نشسته
شاید برای بازدیدن پنجره ها زمانی به انتظار
باد با تازیانه ای
به رسم مهر اند
تا بنوازند آخرین نت
تراژدیک بغض گلو گیر
مرا در فربهی
تازش قرون متمادی
#علیرضا_ناظمی
اصفهان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *