در گرگ ومیش،
حوالی کوچه های
سحرگاهی 
چراغ های  غم
آویزان اند در طول
منحنی خطوط لامسه
بربسترم
سرخ آمدی وسپید رفتی
چشمانم سایه های ترا
روی دیوارها بو می کشند
برای بالش خیسم
حس نفسگیر لبخندی
قهقهه هایت تا پاسی از دقایق خلوتم
«مجنونوم کردی ای عاشق» می خواند
وصدای ملیح موج گون
گوش ماهی های زینتی هنوز دروازه های شب را نبسته
آرامم،رامم
ودر سکوت ممتد لبخندت در دامم
#علیرضا-ناظمی
۱۱مهر ۱۳۹۹