روزهای خزان که می رسد/با آن
بادهای سرد/وقتش می شود/که
دست چتررابگیریم…
او را به پیاده روی چهارباغ ببریم
قهوه بنوشیم و
برای خریدن شال پاییزی
برایت کمی عجله کنیم
هوا در گرگ ومیش دیگری
بوی سرما وسوز سردی دارد
حوصله  زاینده رود سر رفته و
در دور دست ها صفه برای ما
دست تکان می دهد.
#علیرضا-ناظمی
۱۳۹۹\۰۷\۲۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *