سلول های خاکستری
بر هفتدری خسروانی  ام مهمان اند
برایشان از پرچین  اندیشه ام
دانه می ریزم
وقدری بادام تلخ
قدری فلسفه
برایشان از آخرین
تراژدی غمگین
پروپزال  عمیق
شبانه ام  می فرستم
برای تأیید تا نتی شود
گوشنواز هرگاه
درد بر من.چیره شد
وقنبرک غم.را.در گوشه چشمانم
حس کردم
لحظه هایی که تردید
واژه ترد انسانیت را
مطرود ساخت
وزمانی که ساحت ادب
در رستاخیزی دیگر
تلاش  برای  پشتیبان گیری
جدیدی داشت
بگذار برای
آدمک های قصه هم
کمی تفکر بیاورم
عصر عصر اندیشه است
وچشم های آنان را کسی باز ندیده
بگذار قدری قلم بیاورم برای دستهای
عروسکان
برای بازی مار وپله
برای منچ
برای شط رنج همین حوالی، سرباز
برای
استاد بزرگ قدری اسب
اینها همه کافی نیست بگذار
برای شعر مطلع بیاورم
برای ازدواج شاهد
برای وام سند
برای تفکر قدری اندیشیدن
برای عقل قدری.کتاب
وبرای انسانیت،
  تعهد
#علیرضا-ناظمی
۲۳مهرماه۱۳۹۹