تایتل قالب



تشت رسوایی ما چون زسر بام افتاد
در خرابات مغان ولوله در جام افتاد
تیره شد شام شعف گونه ایام شباب
رونق عهد شباب از سر ایام افتاد
جانب پیر خرد رفتم  و دیدم به دمی
کمی آنسوتر از این قرعه ام ازنام افتاد
که چه داند که کجا منزل وماوا دارد
آنکه در جور زمانه زلبش جام افتاد
دوش مستانه برفتم به بر سالک عشق
گفت این مرغ به تزویر در این دام افتاد
یار رفت وزغم هجر وی از گردش چرخ
چرخ گردون من از گردش ایام افتاد
دست بردم که چکامه بنویسم به رفیق
دست لرزیدو قلم ازکفم آرام افتاد
مددی چون طلب از حضرت حافظ کردم
آمد این ...قرعه  به نام من ناکام افتاد

علیرضا ناظمی ۲۹ مهر ۹۸ ، ۰۶:۱۲ ۱ ۰ ۳۸۰

نظرات (۱)

  • شاهین
    چهارشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۹ , ۱۹:۱۱

    سلام بسیار زیبا بود

    • author avatar
      علیرضا ناظمی
      ۲۷ ارديبهشت ۹۹، ۱۹:۳۳
      درود وعرض ادب 
      سپاس از حضور وهمراهی تون
      پدرام باشید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

شعرهای علیرضا ناظمی

اشعار و سروده های پارسی شاعر علیرضا ناظمی(ناظم)