تایتل قالب


۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باده» ثبت شده است

درسینه غمی ست لیک این درد نهان
وان درد که بر چهره کس نیست عیان
سرتابه قدم غصه و غم مالامال
تابی نبود ازاین الم درتن وجان
تاکی به تمنای وصال معشوق
دررنج وغم فراق ازجور زمان
ای صاحب گردون وسپهر وهامون
رسم تو نباشد که اسیری به فغان
من مدعی ام تو خستگان رامددی
عشق است وفراق دلبر وفصل خزان
لبریز کنی باده می خواران را
یک جرعه بده زباده شوکریان
رفتم زفراق دوست من ناله کنم
ضحاک صفت چومردم دون زمان
ای آنکه زدرد عاشقان آگاهی
نام تو کلام مجلس اهل بیان
امید دل خسته عشاق تویی
ظالم شوی ار ظلم کنی بر دگران
مجنون سرکوی پری رویان را
یاری بنما تو ای خداوند جهان


علیرضا ناظمی ۹۸-۹-۱۱ ۰ ۰ ۲۲۱

علیرضا ناظمی ۹۸-۹-۱۱ ۰ ۰ ۲۲۱


چشمهایم به تماشای تو اینجا مانده
هرطرف شور تماشای تو زیبا مانده
درسرم شوق وصال است ومن می دانم
دیده بر در به تمنای تو یکتا مانده
عاشقم سهم من از عاشقی ودلبری ام
عشق وهم صحبتی با تو به شبها مانده
می   نخواهم ز سبوی ونه زجام صهبا
باده نو شم من از آن ساغر پیدا مانده
شاعر عشقم وبا شوق وصال تو خوشم
دلخوشم عشق تو در جان ودلم جامانده


علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۲۱ ۰ ۰ ۲۱۹

علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۲۱ ۰ ۰ ۲۱۹


شعرهای علیرضا ناظمی

اشعار و سروده های پارسی شاعر علیرضا ناظمی(ناظم)