تایتل قالب


۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلتنگی» ثبت شده است

می دوم در هوای دلتنگی
تا ته کوچه های دلتنگی
حال من را کسی نمی داند
خارج از ماجرای دلتنگی
خلوتی با تو باتو می خواهم
بهر وا گویه های دلتنگی
گرچه آرامشی ندارد دل
می دهم دل به  پای دلتنگی
دل من می رودبه ساحل تا
دل سپارم به جای دلتنگی
زخمی از هر شراره ام اما
شاعرم با نوای دلتنگی
پای از سر نمی شناسم
می روم تاسرای  دلتنگی
سر دهم در ره شهادت عشق
سربه پای خدای دلتنگی
از خمار شراب بیزارم
نوشم از باده های دلتنگی
دلسپردن چقدر تاوان داشت
می دهم جان برای دلتنگی
عاشق حس ناب دیدارم
در دل باغ های دلتنگی
ماجرای کمند زلف تو شد
بند ولبخند پای  دلتنگی
چقدر حس تازه ای دارد
رویش لاله های دلتنگی
در نمازم قنوت میگیرم
بهر یک ربنای دلتنگی
در هجا واج واج می سازم
واژه آشنای دلتنگی
من زدریا دلان بی باکم
منم آن ناخدای دلتنگی
دل تنگم چقدر تنگ شده
تنگ آغوش های  دلتنگی
می نویسم برای توبیتی
شعراز واژه های  دلتنگی
بوی عطرت هنوز می آید
وسط لحظه های دلتنگی
میرسم تا به تو زبانم بند
آید از آن صدای دلتنگی
بی گمان حس تازه ای دارد
همه ی آیه های دلتنگی
سفری داشتم به چشمانت
کوچ درلحظه های دلتنگی
دل تنگم بگو چه می خواهی
غیر آن هوی وهای دلتنگی
یک بغل حس تازه می خواهم
حس نام آشنای دلتنگی
گام ها را قدم قدم بردار
بدوم پا به پای دلتنگی
شاعر کوچه های مهتابم
در غم روشنای دلتنگی
 


علیرضا ناظمی ۹۸-۹-۲۰ ۰ ۰ ۲۲۱

علیرضا ناظمی ۹۸-۹-۲۰ ۰ ۰ ۲۲۱


بیادت هستم واین شعر گفتن ها بهانه ست
غزل گفتن فقط یک گوشه از این حرفهای عاشقانه ست
دلم بدجور می گیرد چواز تو دور ومهجورم
بخوان حال دلم بنگر که اینها ناله هایی شاعرانه است
زدرد دوریت از چشم خونبارم شب وروزم
وازهجران وغربت شام تارم چون فسانه ست
غزلهایم همه مملو زدرد وغربت وعزلت
واشعارم همه مرثیه هایی غمگنانه ست
سپاهانی ام وعشق وطن دارم چه فرقی می کند من را
که شهرم اردبیل وفارس ، قم یاهگمتانه ست
درآشوبم و بد جوراین  دلم گیر است می دانی
واین دلتنگی من خاطراتی کودکانه ست
شراب ومستی  ازجام تودارم من
واین مجنونی عشق تو رویای شبانه ست
دلم می خواهد از تو دوریم پایان پذیرد زود زود اما
برای استجابت شرط آن هم یک دعای مادرانه ست
سخنهایم تو باور کن ،غمم پایان پذیرد باز  واین
هجران وغمگینی غمی ناباورانه ست
میسر گرنشد وصل وغمین گر  مانده دل اینجا
نخور غم ای دل عاشق که این رسم زمانه ست
دعاهایم همه گردید اجابت موسم وصلت رسد بشنو
که در هرگوشه ازلطف خدایت صد نشانه ست
به کویت من بیایم با  دو صد شور وشعف از نو
چه حالی هست  دراین ره که دل سویش روانه ست


علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۱۶ ۰ ۰ ۲۲۸

علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۱۶ ۰ ۰ ۲۲۸


شعرهای علیرضا ناظمی

اشعار و سروده های پارسی شاعر علیرضا ناظمی(ناظم)