تایتل قالب


۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شور» ثبت شده است

یک بغل حس ناب می خواهم
بغلی   انتخاب می خواهم
بغلی   پر زعطر شیدایی
پر زعطر گلاب می خواهم
بوسه هایی زکام شیرینت
مثل شورِ رُباب  می خواهم
من ترا درمیانِ چلچله ها
وسطِ  آفتاب می خواهم
یک رباعی ز شور ِ چشمانت
توی آغوشِ آب  می خواهم
من ترا شعرِ شامِ  یلدایم
 رویِ جلدِ کتاب می خواهم
از خُمارِجنون  چه بیزارم
من زجامت شراب می خواهم
یک بغل با تو بودنُ بودن
وسط چُرتُ خواب می خواهم
هرچه هستی وهر کجا باشی
من ترا بی حساب می خواهم 


علیرضا ناظمی ۹۸-۹-۳۰ ۰ ۰ ۲۲۳

علیرضا ناظمی ۹۸-۹-۳۰ ۰ ۰ ۲۲۳


چشمهایم به تماشای تو اینجا مانده
هرطرف شور تماشای تو زیبا مانده
درسرم شوق وصال است ومن می دانم
دیده بر در به تمنای تو یکتا مانده
عاشقم سهم من از عاشقی ودلبری ام
عشق وهم صحبتی با تو به شبها مانده
می   نخواهم ز سبوی ونه زجام صهبا
باده نو شم من از آن ساغر پیدا مانده
شاعر عشقم وبا شوق وصال تو خوشم
دلخوشم عشق تو در جان ودلم جامانده


علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۲۱ ۰ ۰ ۲۱۹

علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۲۱ ۰ ۰ ۲۱۹


چه شبها که بی تو سحر می شود خوب  من
ودل درپی ات  دربدر می شود خوب من
چه شبها که تا صبح کابوس وحشت ببینم همی
وبرصورتم گونه تر می شود خوب  من
دلم خوش که در سرخوشی غوطه ور گشته ای
ومن هم به غم غوطه ور می شوم خوب من
شب وروز گم کرده ام وقت را
وبی تو دلم پرشرر می شود خوب من
زهجران  به سر خاک غم می کنم بازهم
زداغت چه خاکم  به سرمی شود خوب من
ببین عشق تو شاعرم کرده با شعر هم
همه حرف ها ساده تر  می شود خوب
غزلهای من درد دلهای من با تواست
وابیات ها هم خبر می شود خوب من
نه درچشم خوابی برایم نه آرام در سر
که عشقت به سر شور سرمی شود خوب من
بخوان شعر ودفتر تو بگشا ببین عاشقی را
که شب بی تو سر می شود خوب من
فراموش منما تورا آنچه گفتم زهجران
که بی تو دلم نوحه گر می شود خوب من
بیا ساعتی توقدم نه به چشمم که اینجا
دقایق بدون تو دارد هدر می شود خوب من


علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۱۷ ۰ ۰ ۱۹۹

علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۱۷ ۰ ۰ ۱۹۹


شعرهای علیرضا ناظمی

اشعار و سروده های پارسی شاعر علیرضا ناظمی(ناظم)