تایتل قالب


۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صبا» ثبت شده است

هوای شعر عشق تو چه شوری درمن آورده
زکوی عاشقان تک خوشه ای از خرمن آورده
زعطر عنبرین عطر گیسویش همی مستم
که دل از من ببرده وی ولی جان ایمن آورده
من از این شور و حال عاشقی البته دانستم
که دلبر با می عشقش مرا در گلشن آورده
از این تدبیر خوش فال برهمن لیک دانستم
که این دلبر گل گیسو برای چون من آورده
دمی از کوی وی من برنگردم تا به وصل اوشوم نایل
که امید است پایم را به کوی و برزن آورده
نشاید عشق را نابود کردن در چنین حالی
که می در کف کند ساقی که گوید دشمن آورده
سخن از یازده آمد چه خوش یمن وچه خوش باشد
که چون این یازده آمد دو دل در یک من آورده
شدم مست و خراب وخوش منم از باده اش سرخوش
که جان عاشقان را خوش در این دشت تن آورده
مرا بگذار ای ساقی که در جنت می باقی
تواند یافت آن دلبر سبویش مأمن آورده
صبا را گو زکوی یار عطری آورد گرچه
فراقش مدتی ما را چنین در گلخن آورده
برو خوش باش ای عاشق به یکرنگی ببال آخر
صداقت عشق را بنگر مگو اهریمن آورده
نما رحمی به حال من اسیر مضطر وزارم
چه شور وحال من دارم که در من این من آورده


علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۱۴ ۰ ۰ ۲۲۳

علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۱۴ ۰ ۰ ۲۲۳


زکوی اهل دل صبا، بیار بویی ازبهار
عوض کن این هوای دی، صفابده به بیشه زار
یلی زن این حضور را ، به بانگ شادمانه ای
لهیب زن به عاشقان، ازاین زمان ناگوار
نبیذی ازخم می ات، بریز درسبوی یار
یقین که اهل دل شود، ازاین خم آن نگار، یار
بهار را عطا نما به آن نگار و گو به او
رها کن اضطراب را دراین شرار غمگسار
میسر است بهراو چوخانقاه عاشقی
ضیافتی بپاکن وبیاردوست درکنار
حریم دل پناه اوست، بخوانش ازادب که او
ادا کند جواب ما دراین حضور ماندگار
مکن شکایتی زدل که آستان حضرتش
نگاهدار آبروست به ملک شاه وشهریار
دلش زغم تهی کن وبگو به چشم عافیت
امید ده به جسم و جان بیاچوابرشونبار
یگانه همیشه ام ، بهار، عشق، آرزو
ظهورکن به چشم ما دراین زمان وروزگار
گواه عشق من تویی توبهترین ترانه ام
مهاجرم فدایی ام بخوان مرادراین شعار
لطیف گفتمت سخن کلام عاشقی ببین
یکایک این حقایق است به اختصار وافتخار
من وحکایتی چنین ندیده کس که عاشقی
(ناظم)عشق می شود دراین سرای زرنگار

 


علیرضا ناظمی ۹۸-۷-۱۳ ۰ ۰ ۱۴۱

علیرضا ناظمی ۹۸-۷-۱۳ ۰ ۰ ۱۴۱


شعرهای علیرضا ناظمی

اشعار و سروده های پارسی شاعر علیرضا ناظمی(ناظم)