تایتل قالب


۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مجنون» ثبت شده است

آنقدر در کوی تو حیران وسرگردان شوم
در غم هجران تو در خون خود غلطان شوم
همچو مجنون مسلکان در کوی تو مسکن کنم
یا برای وصل تو ای یار در زندان شوم
ای که عشقت از ازل با هستیم پیوند خورد
گو چگونه درد هجرت را کنون درمان شوم
در دو چشمم نازنینا جستجو کن اشک را چون توانم نازنین در هجر تو خندان شوم
کی توانم در دلت  ای دلبر ای  زیبای من
ساعتی را جای گیرم اندر آن مهمان شوم


علیرضا ناظمی ۹۸-۱۱-۱۶ ۰ ۰ ۳۷۸

علیرضا ناظمی ۹۸-۱۱-۱۶ ۰ ۰ ۳۷۸


درعشق غمی نهفته
هردم
درغم شرری نهفته
هر دم
درهرشرری نهفته
غم هم
این عشق عجب حکایتی شد
ما را به غم تو مبتلا کرد
آنجا به غم تو آشنا کرد
بارنج فراق غم بپا کرد
باشعر زغم ترانه ها کرد
خندید به حال زارم آخر
مجنون  وبه عشق مبتلا کرد
از جام وفا مرا صفا داد
از درد به جام ما بلا داد
یکدم زعنایتی شبانه
سجاده ای از من ودعا داد
من شاکر لطف حی سبحان
من خادم درگه توسلطان
من عاشق  یارم ازدل وجان
جانا بکن استجابتی نو
عاشق شدم وحکایتی نو
درجام من ازوفا بلا ریز
درباده ما  می  صفا ریز
ممنون تو ام خدای سبحان
حال دلم از غمش پریشان
داغ غم او به جام ماکن
مارابه غمش تو مبتلا کن


علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۲۰ ۰ ۰ ۲۳۲

علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۲۰ ۰ ۰ ۲۳۲



من چه گویم از دل زارم که بیمارم هنوز
شب شده مهتاب در خواب است وبیدارم هنوز
غرق نور وشادمانی آسمان تار شب
لیک تاریک است و طوفانی دل زارم هنوز
ماه خندان کهکشان ها نور باران
غم نهان در دل که از عشقش گرفتارم هنوز
مثل مجنون غرق افسون آسمان شاداب و گلگون
اشک بارم روز و شب می باشد این کارم هنوز


علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۰۲ ۰ ۰ ۲۳۳

علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۰۲ ۰ ۰ ۲۳۳


شعرهای علیرضا ناظمی

اشعار و سروده های پارسی شاعر علیرضا ناظمی(ناظم)