تایتل قالب


۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ناظمی» ثبت شده است


افتاده ام از پا مرا حالی نمانده ست
دیگر مرا آرامشی عالی نمانده ست
لبریز دردم بسکه سودای تو دارم
زین گردوی تر هم مرا فالی نمانده ست
برصفحه شطرنج دل مات تو گشتم
کیش تو ام جای تو هم خالی نمانده ست
دلبر دراین شبهای تنهایی دراین شهر
برناظمی والی وسالاری نمانده ست
چون نیستی از تاروپود نقش القاچ
زین فرش ها نقشی براین قالی نمانده ست
از رفتنت برلوح دل امروز وفردا
جز یک غزل از شاعر لالی نمانده ست


علیرضا ناظمی ۹۸-۹-۰۷ ۰ ۰ ۲۲۶

علیرضا ناظمی ۹۸-۹-۰۷ ۰ ۰ ۲۲۶


 

محو جمال یارم ومحتاج یک نگاه
جز عشق وی به دلم نیست هیچگاه
ترسم عنایتی نکند از کرم به من
بر من که بنده ام به درش صبح وشامگاه
یا از دمش بمیرم ویا زنده از می اش
وآنگه به ره درآیم از این در به خانقاه
کردم خطا وجرم فزون وامید هست
یکجا ببخشدم زکرم زین همه گناه
لعل لبش که دید ونشد مست جام وی
یعنی که ناظمی نکند هیچ اشتباه


علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۰۵ ۰ ۰ ۲۰۱

علیرضا ناظمی ۹۸-۸-۰۵ ۰ ۰ ۲۰۱


شعرهای علیرضا ناظمی

اشعار و سروده های پارسی شاعر علیرضا ناظمی(ناظم)