بوی پیراهن تو را دوست دارم
آن عطر بی مانند
وچقدر حریصانه دل به دلش می دهم
وقتی باید تلاش کنم تا بیشتر ازقبل
تو را داشته باشم
تبعیدم نکن به عزلتی که درآن
بوی نا شهر را فرا گرفته
بگذار درپناه مهربانی تو
بجای بوسه
از باغ انارتان من هم شربتی بنوشم
ورها درباد
شاهد طیران روحم باشم
که از آشفتگی درآمده
قصد بنای عمارتی نو کرده
بی آنکه از آغوش تو فاصله بگیرد
ودوباره من باشم وتو
وآن نگاهی که پنهانی من درآن پنهان می شوم
با تعلق خاطر
وبه قصد غربت
جلوه گرند
صدها گل از بوی تو به شاخسار ها
ودخترها
ودخترها
از نسیم تو زیبایی درو می کنند
ودرختان
ودرختان
از شعف تو هرظهر به عابران
تعارف سایه دارند
آرام دربرم بنشین؛ شبیه همای سعادت
ولب به لب من بدوز
تا شاعرانه ،مست؛نگاهت کنم
#علیرضا_ناظمی
نمایش دیدگاه ها