هیچ کس نفهمید
شهریور قصد ماندن نداشت
تیری انداخت و رفت
تو آمدی برای ماندن
ومقصود تو؛ با آن نگاه سردت
افسون بود
دامنت را تکاندی
مهر باریدی
از شانه هایت
کرور کرور
غرور می ریخت
برایمان پسته پسته انار آوردی
بی آنکه بدانی
داری آتش می زنی
خرمن خرمن داشته هایم را
#علیرضا_ناظمی
نمایش دیدگاه ها