دست وپا می زند شیدایی های مکرر من وچقدر اما و اگرها داری درسی تازه بگیز از زوجیت حالا که با هیچ سلفی تک نفره ای حالت خوب نمی شود تبلور تبسم تبدارت را هنوز درخاطر دارم جیغ جغجغه های جغرافیایی را هم پشتوانه…
چگونه از تو ننویسم دراین هوای برفی حالا که گنجشکِ سرما زده بر دیوار مشترک مان عز و لابه می کند ومن به هوا خواهی از تو به سرپوشی گرم وهوایی عالی وفنجانی شعر دعوتش کرده ام بگذار بنوشد جرعه ای دلتنگی در هوای بیقراری…
هیچ کس نفهمید شهریور قصد ماندن نداشت تیری انداخت و رفت تو آمدی برای ماندن ومقصود تو؛ با آن نگاه سردت افسون بود دامنت را تکاندی مهر باریدی از شانه هایت کرور کرور غرور می ریخت برایمان پسته پسته انار آوردی بی آنکه…