برای بستن ESC را فشار دهید

0 15
1
علیرضا ناظمی
1 دقیقه مطالعه

دور دستهای خیال نبض نشاط سور چشمهای تو درتماشای تک درخت حاشیه تپه منظره ی تماشایی شهر من وتو وسرود بیقرار شانه هایمان درسایه سار وجودی یک اتفاق گام به گام یکدیگر تن پوشی از حضور تو من وآرامشی عمیق که سهم ماست از زندگی…

0 17
1
علیرضا ناظمی
1 دقیقه مطالعه

مکاشفه  ی  من حوالی  شامگاه در آنسوی این عرصه ی خاکی جایی دورتر از خیال آشفته ی من وتویی که  دنیا دنیا تماشا را پیشکش نگاه شاعرانه من کردی به فرتوری خیال انگیز با بهره ای عمیق از حس قشنگت بودنت وآن وادی زیبای ایمن…

0 22
1
علیرضا ناظمی
1 دقیقه مطالعه

ماه درو می کنم در زلالی شوقی لبریز آه های حسرتبار از چشمهای تو ای مسافر مهتابیِ شبهای زنانه ی چشمهایم تا وارهدم جرس گام هایت به بانگی ،درنگی از صفحه بازِ  یک کتاب شعر یک کتاب شور… #علیرضا_ناظمی 2

0 23
1
علیرضا ناظمی
1 دقیقه مطالعه

آه بانوی قالی باف من که درکمرکش جاده زندگی کارت گره خورده به رشته های نخ دارقالی ودفتین وچه ماهرانه نقش می زنی تصاویر شاعرانه ات را همراه لحظه های لبریز دردت به قاب قالی تاپشت منظره چشم نواز گلها وطرح زیبای فرشت پنهان بماند…

0 22
1
علیرضا ناظمی
1 دقیقه مطالعه

فانوس شب سو سو می زند جایی در دور دست ها من مسافر مهتاب شبم دنیا روی انگشتان ما می چرخد فراز و فرود ستارگان بارش شهاب پیدایش صبح همه وصل به تلنگر نگاهی از توست برخیز دراین مکاشفه ورستاخیر بپا کن که زمانه مهیاست…