از تو مینویسم از عطر گلهای میخک پیچیده در کلاسهای مدرسه از ترنم باران سحر باریده بر…
۳۶۵
4 مقاله
آمدنت، آغاز بزرگی بود در ازدحام کوچک دنیا، به وسعت یک فریاد بیصدا که در گلویم جاری…
در لحظه ی گذار آفتاب از فراز پنجره، نور خورشید خطی زرین بر نفسِ صبح می کشد…
در رزمایش چشمهای تو تعهدی بود که به ماندن مجابم میکرد و پای رفتن را از من…
