برای بستن ESC را فشار دهید

0 36
3
علیرضا ناظمی

شب آرام آرام بغل می گیرد تنهایی هایم را درست مثل عصرهای زمستانیِ دم غروب که کلاف خیالم ناگهان پاره می شود  به تلنگر صدایت تو از بزرگراه زندگی می آیی آرامشِ‌عمیقِ فاصله ها از جاده می‌رسد و رشته‌ی کلام مهربانی‌هایت به الفتی‌ فارغ از…

0 33
2
علیرضا ناظمی

توکیستی ؟ و تفسیر کدامین آیه ای بردستان فرشتگان ساکن زمین بگونامت‌ چیست؟ که دربلوای انتخاب ها مرا صدا زدی توکه مدام در خویش تکرار می‌کنی واژه های صریح احساس را درترجمان شرجی شعر واز دستان آفتاب گل رقص می چینی چیزی شبیه وهمِ غم‌اندودِ…

0 35
1
علیرضا ناظمی

نامت راکه صدا می‌کنم و تو برمی‌گردی به اصل ادراک وجود شبیه قطاری که ریلهای خالی از ازدحام را درمی نوردد می آیی اما سرگردان وصدای پای سکوت تو شهر را به خلسه می کشد تو می ایستی با گله ای از پرستوهای عاشقِ کوچ…

0 31
1
علیرضا ناظمی

این شعرها بندرگاه کلماتند درتنش آبی زمین وجالیز واین خاک  خیابان خیس خورده ای است که به دریا می ریزد این ساحل دستهای خالی زنی ست آغوش گشوده به سمت رؤیا که بی تابیِ شبهایش سنگ می اندازد به چاه این موج بیقرار  دلتنگی مردی…

0 48
1
علیرضا ناظمی

از دلتنگی به سوی تو کوچ خواهم کرد دلم می خواهد باران شوی وبباری  بردستهای خالی من برچشمهای سرخ از غصه ام این روزها غروب که می شود راه گلویم را می بندد چون موج هایی از دریا کلاف واژه های ناسروده ام  وته نشین…

0 103
1
علیرضا ناظمی

از روشنایی حرفی بزن که تاریکی چون رشته های نخ در تاروپودم قلاب بافی کرده نه اینکه عاشق شب نباشم روشنایی را دوست‌تر دارم تاچون پیچک‌آشتی  بپیچد بر مکر مهتاب شب چیزی شبیه جنونی مطلق ودهان واژه ها از فرط علاقه به تو طعم گیلاس…