برای بستن ESC را فشار دهید

1 108
4
علیرضا ناظمی

زخمه های سه تارِ شکسته اتاقی خالی از صدا در هیبتِ سربازی که چکمه هایش رگبارِ تاریکی را بر پیکرِ خاک می‌پاشد. مترسکها…  با کفشهای گِلی و پاهای خسته جغدی می‌شوند پیر  با آوازِ غرابی که از درختِ بلوط سینه می سوزد سایه‌ی ابرهای سیاه،…

0 165
1
علیرضا ناظمی

درخلوت  خیال  پلنگان  چشم  تو مدهوش  وسرخوشم با  خاطری  خوش  از  تپش  قلب کوچکت من  باز  از ملاطفت و بودنت خوشم پیشانی  ام  فراخ دستان  من  بلند آن  نازکان  مهر  حریر نفس پسند را ای نگار نازسمن موی خوش زبان هربار پیش کِش با لطف؛…

0 119
1
علیرضا ناظمی

من هنوز به باورِ پَرِهای سپیدِ بادبادکها که هر صبح از چینِ پرده‌ی خوابم می‌گریختند ایمان دارم… و به روشنای چهره‌ی نمناکِ مادرم که زیر فانوسِ لرزانِ سحر در گوشِ زمان می‌خواند: ستاره‌ای بر گُلوگاهِ تُنِکِ شب نشسته و تو روزی با انگشتانِ معصومِ آذرخش…

0 101
1
علیرضا ناظمی

جدال چشم های تو با پنجره خیزش مدام نگاه های من  و غمسروده‌هایی که از گلوی زخمیِ زمان می‌چکد به چالش می‌کشد… پیشانی نوشت آفتاب را تا شعله‌ی شب را بشکافد و خورشید، زخمی از تیغِ سیاهی ها در میدانِ نبرد شیپور رزم بنوازد  هنوز…

0 90
1
علیرضا ناظمی

دستهایم سمت  چشمان  تو بوسه  می  فرستند رؤیاهایم  را روانه می  کنم به  خوابهای شبانه  ات بگذار  در  خلوت  خیال  تو شاعری  باشم  که  هرشب ماه  را  درحوض  حیاط به  پابوس قدمهایت نقاشی  می  کند #علیرضا_ناظمی 2

0 118
1
علیرضا ناظمی

در ظلمتکده‌ی دلتنگی‌ها  که چشمهایت‌مثل‌باران‌ِ بی‌زمان می بارید به ماه پناه بردم مثل نورستارگان  که بر چهره‌ی مهتاب چشم پالیدند  هرسه اشکمان درهم پیچید من  سکوت‌ رودخانه نسیم وزمان درگرداب اشکهایمان حلقه شد #علیرضا_ناظمی 3