برای بستن ESC را فشار دهید

0 128
2
علیرضا ناظمی
2 دقیقه مطالعه

به هر قیمتی دوستت خواهم داشت این را گیسوان شب اندودم می گویند وقلب نوازشگرم گواهی می کند تردید درمیانه ی معصومیت واژه ها راهی ندارد ولبهایی‌که در کوچه‌های بیقرار مهتابی سکوت را برگزیده اند،  گزافه می بافند تو در من راه می‌روی: بسان خورشید…

0 125
1
علیرضا ناظمی
1 دقیقه مطالعه

در رؤیاهایم به جستجوی تو می‌پردازم در هر صبح، در هر عصر، در هر شام دل‌انگیز پاییزی که بوی تو را،همچون بهاری، به خانه می‌آورد آنگاه که چشمانم غرق نم می‌شود و گونه‌هایم آن را جاری می‌سازد، در سیاهی روزهای بی‌لبخند، در شب‌های بی‌پایان بودن…

0 124
1
علیرضا ناظمی
1 دقیقه مطالعه

پاییز امسال جورِدیگری بود برگ‌ریزانش شبیه فصل‌های دیگر نبود من هزار رنگ ،خاطره دیدم و صدای آرام کسی را می‌شنیدم هر روز در موسیقی رزم باد و باران، همراه بوی عطری موسیقایی، با ترنّم مهر مهتاب در شب‌ها که زبانم قاصر است از گفتنش در…