نارنگی های قد کشیده

طعم دلکش عطر عبورت

حوالی چشمهای من

وساطتت اتاق با خیالم

در جنبشی نرم که برمی انگیزد

تمام ادراکات هستی را

تو ،آن نجابت وغرور همیشگی ات

ودستهایی که

به سمت من دراز می کنی

تا بلند شوم از بستر زخم های زیادی که دارم

من وآن التیام دردهایم در وقت های اضافه

چشمک من به کوچه کوچه‌

مهربانی تو

و مهر نوازی بهنگام خطبه های آرامشت

که بی هوا

پر کرده مشام پاییزی شعرهایم را

همه را مدیون توام

ای جاری دمادم احساس

و ای آرزوهای به حقیقت پیوسته ام

#علیرضا_ناظمی

5

برچسب گذاری شده در: